تبليغاتX
ترعه
جایش چقدر خالی است ....

جایش چقدر خالی است در شعر عاشقانه

یک اسم چار حرفی ، ساده کمی زنانه

یک اسم چون پرستو الهام بخش پرواز

بالاتر از ثریا تا سقف آسمان ِ –

- هفتم که نه ، چهارم ؛ مثل غرور لیلا

مثل نگاه شبنم در متن یک ترانه

مثل خودم که پر زد با باد تا افق ها

مثل قلم : « مولف مرده در این زمانه »

 

در باد غلت خوردن مثل گلوله ای گرم

در باد رقص کردن چون زلف تازیانه

در باد شعر گفتن [این بیت دست من نیست]

خودکار بیک آبی یک شعر عاشقانه

من مستِ مست بودن دیوانه باش هم تو

رو سر بنه به بالین خود می روم به خانه

 

این بیت اسم تو داشت/آتش به جانم انداخت

سا... سوخت زیر دستم آتش ، قلم ، زبانه

آتش گرفت سارا ...را... سا ... نمی نوشتم

باور کنید مردم بی عذر و بی بهانه

 

می ترسم از لبت سا... آتش زند لبم ...را

می ترسم از لبی که می کاودم شبانه

 

نوشته شده توسط یکی مثل خودت در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 ساعت 18:38 | لینک ثابت |

پسر ايروني
چطوري مي شه گفت که تو يک پسر ايروني هستي


اگر که شما فروشنده ماشين باشي و در آن واحد خواننده
اگر که پشت سر خانومت با مادرت غيبت کني
اگر که به کنسرت بري ولي هيچوقت خواننده را نبيني و همرا ه با نوشيدني توي کريدور بايستي و دختر ها رو ديد بزني
اگر که هيچوقت حلقه عروسيت رو به دست نداشته باشي
اگر روزي 5 بسته سيگار بکشي اما به همه بگي که سيگار نمي کشي
اگر که نوشيدني مورد علاقه تو ودکا باشه
اگر که حدود 35 سال سن داشته باشي اما روي سرت مو نباشه
اگر که هميشه برنامه تلويزيون هاي ايراني رو تماشا بکني اما هميشه از برنامه بد اونها گله داشته باشي
اگر که از کسي تقاضاي ازدواج کني و اونها بخوان بدونن که تو از خودت خونه داري
اگر همسرت رو طلاق دادي اما همچنان اجازه نمي دي که اون با کسي ديگه قرار بذاره
اکر که در ايران مخ پزشکي هستي اما در امریکا در چلو کبابي کار مي کني
اگر که 3 تا پيجر و 2 تا مبايل حمل مي کني ولي هيچ وقت کسي بهت زنگ نمي زنه
اگر که ادعا مي کني که پدرت بهترين دوست شاه بوده
اگر که خونه نداري و هنوز بي کاري اما بي .ام. و مي روني
اگر که مجبوري بيشتر از يکبار در روز اصلاح کني
اگر که در ايران يک قهرمان 4 ستاره بودي اما حالا در واشينگتون دي سي راننده تاکسي هستي
: اگر که ازت سوال کنن
where are you from?
و تو جواب بدي که ايتاليايي اما همچنان توي دستت تسبيح داشته باشي
اگر که اسپاگتي با ماست داشته باشي اما با قاشق به جون ته ديگ بيفتي
اگر که توي توالت آفتابه داشته باشي
اگر که دوستاتو براي شام دعوت کني و پيتزا سفارش بدي ولي هنوز يه مقدار برنج اضافي دم کني
اگر که باور کني که هيچکس بهتر از ما نمي تونه کباب درست کنه
مي شه گفت که تو يک پسر ايروني هستي

نوشته شده توسط یکی مثل خودت در سه شنبه دوم مرداد 1386 ساعت 18:6 | لینک ثابت |

طنز

سؤالات کنکور ۸۷دانشگاه آزاد

لو رفت!

در حاليکه چند ماه به برگزاری کنکور دانشگاه آزاد در سال ۸۷ باقی مانده؛ با تلاش دوستان و شيتيل و اينا بخشی از سؤالات اين آزمون بدست آمد. برای دريافت ريز تمامی سؤالات با در دست داشتن کارت سوخت خود به نزديک‌ترين پمپ بنزين نزديک محل زندگی خود مراجعه کرده و سؤالات را طبق سهميه بندی پيوست دريافت کنيد. برای همۀ داوطلبان علم و دانش و مدرک آرزوی سلامتی می‌کنيم.

 

رياضيات و فلسفه

زمان پاسخگويی: 12دقيقه

 

1- پسر دکتر [...] چهار دستگاه ماشين دارد؛ پژو 206 برای چرخش، بنز 2006 برای نرمش، ماکسيما 4 در برای گردش‌های دو نفره، تويوتا کرولا برای حضور در شب. پس از سهميه‌بندی، چگونه می‌تواند به تمام کارهايش برسد؟

الف) با روزی 3 ليتر بنزين به همۀ کارهايش می‌رسد.

ب) از کارت سوخت مخصوص آقازاده‌ها استفاده می‌کند.

ج) به صورت گردشی از ماشين‌هايش استفاده می‌کند.

د) پاپا در عرض سه سوت همه ماشين‌ها را نمره دولتی می‌کند.

هـ) هواپيما می‌خرد و به ريش همۀ ما می‌خندد.

 

2- گوجه فرنگی کيلويی 1200 تومان است، سوپرمارکت «الهام اينا» کيلويی 400 تومان می‌فروشد، مسکن حوالی شريعتی متری 900 هزار تومان است، معاملات ملکی الهام اينا، متری چند می‌فروشد؟

الف) اگر بگوييد از طرف الهام اينا هستيد، متری 350هزارتومان.

ب) چنين معاملات ملکی وجود ندارد، بدبخت شدی!

ج) به اين سؤال اعتراض داشته و جواب نمی‌دهم، سؤال بودار است.

د) کيلويی 400 تومان.

هـ) ما در غار زندگی می‌کنيم.

 

3- در سال اول دولت نهم، 30 اقتصاددان به رئيس جمهور نامه نوشتند، در سال دوم، 57 اقتصاددان، در سال سوم چند اقتصاددان؟

الف) به عدد صدگان تورم بستگی دارد.

ب) 79 نفر.

ج) با توجه به سهميه‌بندی بنزين 23 نفر.

د) ديگر از رو رفته‌اند، نامه نمی‌نويسند.

هـ) ما در کشور اصلاً اقتصاددانی نداريم که نامه‌نگاری هم بلد باشد.

 

4- سه روزنامۀ کشور در سه روز متوالی تيترهای اولشان، يک موضوع است، با توجه به افزايش تعداد روزنامه‌ها در سال 86 و رفع توقيف چند روزنامه، فکر می‌کنيد اين روند چگونه پيش برود و چرا؟

الف) علت: عدم تغيير ساعت / روند: رو به رشد.

ب) علت: کم آوردن / روند: 2سيم کارت در يک گوشی.

ج) علت: کمبود آدم / روند: همه برای يکی، يکی برای دکی، دکی برای حاجی، حاجی برای رياست جمهوری!

د) کی حال داره روزنامه بخونه؟

هـ) عرضه داری تو هم همين کارو بکن، به بقيه گير نده.

 

5- تعداد اس‌ام‌اس‌های ارسالی در روز سهميه‌بندی چند تا بود؟ (اس‌ام‌اس همان مسيج است)

الف) قبل از ظهر 4 ميليون، بعدازظهر...

ب) بالای 14ميليون.

ج) از هخا بپرسيد، آمار دقيق دارد.

و) خيلی

هـ) سؤال جهت‌دار است و بوی لجن می‌دهد!

 

6- حقوق رئيس دانشگاه آزاد در ماه چقدر است؟

الف) يک ميليون و پنجاه و سه هزار و چهارصد و بيست و شش تومان.

ب) اووووووف.

ج) حقوق کارمندی بدون اضافه کاری.

و) ايشان حقوق نمی‌گيرند، حقوق می‌دهند.

هـ) شهريۀ دانشگاه قسط‌بندی می‌شود.

 

7- چند درصد مردم ايران زير خط فقرند؟

الف) 20درصد.

ب) 37درصد.

ج) اين خط به دايره تبديل شده که همه در آن حضور حداکثری دارند!

و) هر چی بانک مرکزی بگه!

 

8- محيط سبد خريد خانوار در سال 85 چقدر بود؟

الف) 41/3 ضربدر تعداد اعضای خانواده.

ب) به اندازۀ جيب بابا

ج) ما با لاينون ـ نايلون سابق ـ می‌ريم خريد.

د) شما چطوری؟

ه) مرسی! قربون‌تون برم!

 

9- پانزده ملوان انگليسی چرا همراه با سوغاتی آزاد شدند؟

الف) چون اينطوری حال می‌کرديم.

ب) چون ما 5 اسير دست آمريکايی‌ها نداشتيم.

ج) اقتدار ملی.

د) فهم اين مسائل واسه شما زوده!

 

ادبيات فارسی

زمان پاسخگويی: 24دقيقه

 

1- داستان نويسی معاصر از چه زمانی رو دل کرد؟

الف) تولد عطاءالله مهاجرانی.

ب) «اعتماد» يک روزنامه به يک وزير مستعفی به عنوان داستان‌نويس.

ج) زمانش مهم نيست، مکانش مهم است!

د) از زمانی که مهاجرانی يک کتاب داستان خواند و قلم به دست گرفت.

هـ) همۀ موارد.

 

2- منظومۀ خسرو و شيرين بر اساس کدام داستان واقعی خلق شده است؟!

الف) نسرين و بهروز اثر سيروس مقدم.

ب) ياسمن گل بانو و داونه اثر ماندگار پيمان قاسم‌خانی.

ج) جواهری در قصر اثر شبکه دوم سيما.

د) کلاه قرمزی و سروناز اثر مشترک.

هـ) سيروس مقدم و تلويزيون.

 

3 - چرند و پرند از آثاری است که او پس از سوم تير در روزنامه‌های مختلف به رشته تحرير درآورد:

الف) احمد پورنجاتی.

ب) عباس عبدی.

ج) جميله کديور.

د) حسين مرعشی.

هـ) گزينۀ الف صحيح‌تر است.

 

4 - مصرع «ای سير! تو را نان جوين خوش ننمايد» کنايه از چيست؟

الف) هشت سال سازندگی عميق.

ب) هشت سال توسعه سياسی تا مغز استخون.

ج) مجلس ششم.

د) در مملکت عده‌ای از نان جو خوششان نمی‌آيد.

هـ) کنايه نيست، شعر است.

 

5- عبارت «نه! نه! نه!... اين قرارمون نبود... تو در به در بشی... من خون جيگر بشم... نه!» اشاره به کدام موضوع دارد؟

الف) سهميه‌بندی بنزين.

ب) پول خيلی چيز کثيفی است، ستاد مبارزه با قاچاق کالا خيلی مظلوم است، خيلی دست تنهاست و خيلی کوشاست و خيلی خوب است.

ج) مراقب پول کثيف بودن و اينکه قبل از استعمال، حتماً با آب و صابون پول را بشوييد.

د) قاسم جعفری و سيد عزت‌الله ضرغامی.

 

6- «نان ما را می‌خورد، حليم حاج عباس را هم می‌زند» يعنی چه؟

الف) موسويان و پروندۀ هسته‌ای.

ب) همشهری و مريم جون.

ج) برانکو ايوانکوويچ.

د) جشنوارۀ بيست و پنجم فيلم فجر.

هـ) گزينۀ الف صددرصد درست است.

 

7- نام ادبی راديو جوان:

الف) راديو تيرتوپر.

ب) راديو خسرو.

ج) صدای سيرابی.

د) راديو کاروانسرا.

هـ)...

 

8- در راستۀ ناصرخسرو به جای جملۀ بفرماييد کنار، چه عبارتی استفاده می‌شود؟

الف) بکش کنار اون جنازه رو!

ب) بپا نفتی نشی گلابی!

ج) بيگی اونور سر خرو!

د) هر سه مورد.

 

9- چه کسی بزگترين ضربه را به ادبيات ايران وارد کرد؟

الف) فرهاد برره.

ب) چنگيزخان مغول.

ج) عباس کيارستمی.

د) گزينه ب و ج به طور مشترک صحيح است.

 

10- عبارت «کلاه سرت گذاشتن تا زانو» يعنی چه؟

الف) فروش پرايد دوگانه‌سوز بدون مخزن.

ب) قول تحويل ال نود تا پس فردا.

ج) تحويل پژو 405 با يک مأمور آتش‌نشانی در صندوق عقب.

د) من مادرم مريضه، کارت سوختتو بده، چند ليتر بنزين بزنم!

هـ) سهميه‌بندی لغو شد، باکتو پرکن!

 

¤ متن زير را بخوانيد و به پرسش‌های آن جواب دهيد¤

يکی بود، يکی نبود! يه فيلم بود، اسمش نقاب بود. اينقدر خوب بود، که 20روز نشده، از سينما آوردنش پائين. بعد گفتن، ببخشيد، بعدش گفتن نبخشيد. بعد يکی ديگه گفت، به زور گفتن نبخشيد. بعد يکی ديگه اومد گفت: همينه که هست. بعد سی‌دی فيلم اومد تو بازار. بعد همه اعتراض کردن. بعد همه رفتن خونه‌شون. بعد هيچکی ديگه اعتراض نکرد. بعد انگار نه انگار... قصۀ ما به سر رسيد، کلاغه خونه‌ش رو اجاره داد، خودش توی خيابون خوابيد.

 

11- استکبار جهانی چگونه اهداف پليدش را در کشور اجرا می‌کند؟

الف) با ساخت و نمايش فيلم‌های بی‌تربيتی بی‌محتوا.

ب) با نقاب.

ج) از طريق فرهنگ و به ويژه سايت‌های زرد.

د) «مونتاژ» فيلم‌های بدبد و قاچاق سی‌دی.

 

12- در متن فوق چند مقصر وجود دارد؟

الف) در مملکت ما هيچ کس مقصر نيست.

ب) چشم‌ها را بايد شست.

ج) 4 تا.

د) اين سؤال جهت‌دار است و بوی سهم‌خواهی می‌دهد!

هـ)يک تا، آن هم استکبار جهانی است.

 

13- شعر «نازی! نازی! تو غلط می‌کنی که ازدواج موقت کنی» در چه سالی و توسط چه کسی سروده شد؟

الف) بهار 86 - آقای بردبار.

ب) بهار84 - پدر نازی.

ج) بهار 86 - مشاور وزير کشور.

د) بهار 84 - کامران زرگنده.

 

14- کداميک دکترای ادبيات و زبان گفتار دارند؟

الف) رئيس سازمان ميراث فرهنگی.

ب) معاون سينمايی وزير ارشاد.

ج) سرمربی تيم راه آهن.

د) فرزاد حسنی.

 

15- بهترين کتاب شعر معاصر ايران از کيست و در کجا می‌توان آن را تهيه کرد؟

الف) عطار مخملباف - افغانستان.

ب) حافظ کيارستمی - از سمساری‌ها.

ج) سعدی کيارستمی - به زودی در ناصرخسرو.

د) ناگفته‌های اعلمی از مجلس به انضمام سوگندهای عليخانی - ترمينال جنوب.

 

16- «کنکور حذف می‌شود» چه نوع متنی است؟

الف) شعر نو و سپيد؛ توأمان.

ب) هجو دراماتيک.

ج) ترجيع‌بند تغزلی با مطلع تفننی.

د) شعر سياسی با طعم انتخابات دور بعد.

هـ) رجوع شود به شب شعر نمايندگان اقليت.

 

17- در ادبيات افغانستان بيشتر يافت می‌شود؟

الف) خشخاش.

ب)کراک.

ج)کاکوئين و حشياک.

د) احمد کايا!

 

سياست و فرهنگ

زمان پاسخگويی: 4دقيقه

 

1- نام سريال مورد علاقۀ رئيس جمهور سابق کشورمان؟

الف) آن مرد در باران آمد.

ب) پس از باران.

ج) باد و باران

د) فرصت تماشای سريال ندارند، بيشتر «فرهنگ‌سازی» می‌کنند.

 

2- وزير دادگستری، سخنگوی دولت هم هست، دبير مستعفی هيئت دولت...

الف) 4 جای ديگر هم هست.

ب) عضو هيئت مديرۀ پرسپوليس هم هست.

ج) به تو چه!

د) هر کجا هست خدايا به سلامت دارش!

 

3- پس از سهميه‌بندی بنزين، نوبت سهميه‌بندی چيست؟

الف) اس‌ام‌اس.

ب)حرف مفت.

ج) اصولگرايان.

د) ازدواج موقت.

 

4- احمدی‌نژاد تا آخر عمر مديون کيست؟

الف) اسفنديار رحيم مشائی.

ب) حسين مرعشی.

ج) فاطمه. ر

د) هيچ کدام.

 

5- سفرهای استانی رئيس جمهور...

الف) به خيلی‌ها فشار می‌آورد.

ب) به بعضی‌ها کار ياد می‌دهد.

ج) گزينه د

د) برخی را می‌سوزاند.

 

6- موضوع اصلی فيلم «نقاب» چيست؟

الف) ضايع کردن مسئولان خدمتگزار.

ب) نمايش توانمندی قاچاقچيان سی‌دی.

ج) اعجاز اکران چشم و ابرو در دبی.

د) جذب سرمايه‌گذار ايران برای دبی.

 

7- بازيگر اصلی «اخراجی ها2» کيست؟

الف) نيکول کيدمن.

ب) براد پيت.

ج) آرنولد شوارتزينگر.

د) مسعود ده نمکی.

هـ) آل پاچينو.

 

8- کدام گزينه در نوشته‌های يک زن جسور معاصر وجود ندارد؟

الف) غيبت و تهمت.

ب) فحش و فضيحت.

ج) ادبيات غير ژورناليستی.

د) انواع اتهام و صفت‌های نامربوط.

هـ) با تلاش بی‌وقفه‌ايشان همۀ موارد بالا وجود دارد.

 

9- امرار معاش ايشان وب‌گردی، چت روم و کامنت گذاشتن است.

الف) م. ع. الف.

ب) رئيس دفتر اسبق رئيس جمهور سابق.

ج) پسر پدر خلع لباس شده.

د) عاشق و دلباختۀ عبدالله نوری.

هـ) همۀ موارد

 

10- دست دادن مرد با زن نامحرم...

الف) اگر به قصد ديپلماسی باشد، حلال است.

ب) برای دادگاه ويژه به سال اتفاق بستگی دارد.

ج) در شلوغی و ازدحام حلال مؤکد است.

د) مونتاژ است.

هـ) فوضولی‌اش به شما نيامده!

 

11- انگليسی‌ها از باغ قلهک بيرون نمی‌روند، زيرا...

الف) ارث پدری‌شان است.

ب) ما بی‌عرضه‌ايم.

ج) با اين کار باعث جذب انگليسی‌ها به اسلام و ايران می‌شويم.

د) پس گرفتن 5 ديپلمات اسير راحت‌تر می‌شود.

هـ) آنها می‌خواهند بروند، ما به شان اجازه نمی‌دهيم.

 

12- در سال 85 کدام دستگاه فرهنگی خودش را برای پيامبر اعظم(ص) کشت؟

الف) سازمان تبليغات اسلامی.

ب) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی.

ج) آمار دقيقی از کشته‌ها وجود ندارد.

د) چون ارشاد گفته سال 86 هم سال پيامبر(ص) است، بايد صبر کرد.

 

13- چگونه می‌شود يکشبه آيت الله شد؟

الف) حزب تأسيس کرد و به برو بچ شيتيل داد که آره...

ب) با اعتقادات عجيب و غريب ادعای شفا و ملاقات کرد.

ج) از استاد بايد بپرسيد.

د) کاظمينی بروجردی.

 

عربی و انگليسی

زمان پاسخگويی: 10 دقيقه

 

1- مفهوم اين جمله چيست: الانسان حريص فی ما وقع حتی لا وقع!

الف) ما با هم رفيق بوديم، نبايد مشاور رئيس جمهور بشويم؟

ب) ما به شما رأی داديم، پس چی شد ميز رياست؟

ج) ما به شما رأی نداديم ولی ميزمان را هم به شما نمی‌دهيم.

د) ما به شما فحش هم داديم ولی الآن خيلی مخلصيم.

هـ) آقای رئيس! منو حاج داوود فرستاده!

 

2- يا ولدی! العلم.... من المال!

الف) بشين بابا حال نداری.

ب) دون.

ج) «ولدی» کيلو چند؟

د) خير.

هـ) هاوايی رو عشقه!

 

3- مسئولان کشور کدام آيۀ قرآن را هر روز 100 مرتبه می‌خوانند؟

الف) کل نفسه ذائقه الموت.

ب) لا يکلف الله نفسا الا وسعها.

ج) الا الذين آمنوا و عملو الصالحات...

د) فرصت نمی کنند، به جايشان مشاوران (جوان و غيرجوان) اين کار را انجام می‌دهند.

 

4- ... بيا غذاتو بخور.

الف) هنا.

ب) حنا.

ج) هناک.

د) يانگوم.

هـ) هيشکدام.

 

5- I am a window you...

1) blakbord

2) kaftar

3) mage khodet kAs-o-kAR- nadari

4) bia dame dar bet begam

 

6- Salman roshdi is a...

1) shilang

2) aftabe

3) sifun

4) golabi pashandi

 

7- anjela merkel be iran fohsh midahad va as teroristhay zede iran hemayat mikonad so ...

1) ma labkhand mizinim

2) ma sokut mikonim

3) 5 diplomat ham be anha midahim

4) ma dobareh labkhand mizanim

 

اطلاعات عمومی

زمان پاسخگويی: 30 ثانيه

 

1- خواننده‌ای که به تازگی فوتيد؟

الف) گوريل انگوری.

ب) نگو که داغ دلم تازه شد...

ج) مهشتی!

د) رفيق گرمابه و گلستان اعتماد ملی.

 

2- تغيير ساعت رسمی کشور...

الف) حق مسلم ماست.

ب) از جمله وظايف مجلس است.

ج) خيلی برنامۀ خوبی است فقط زمانش بايد اضافه بشه.

د) يک طنز ايرانی است.

 

3 - کدام جمله درست است؟

الف) هميشه 100 نمايندۀ مجلس در صحن علنی حضور ندارند.

ب) حدود 100 نمايندۀ مجلس هفتم اغلب جلسات غايب هستند.

ج) مجلس هفتم همواره 100 نماينده را به مأموريت می‌فرستد.

د) جلسات مجلس هفتم در بهترين اوقات با 200 نفر برگزار می‌شود.

 

4- علت اصلی جذب بينندگان در شبکه دوم به سريال جواهر و قصر و اينا چيست؟

الف) آموزندگی سريال.

ب) علاقه به فرهنگ و تمدن کره.

ج) يانگوم جان.

د) گفت و گوی تمدن‌ها.

هـ) تيتراژ پايانی با صدای چينگ اخشابی.

تست هوش

زمان پاسخگويی: 140 دقيقه

توضيح: پاسخ به سؤالات هوش، در نمرات نهايی شما ضريب 8 دارد.

 

1- وزير «فرهنگ» در «بيمارستان» بقية الله دربارۀ «گرانی مسکن» سخن می‌گويد، وزير «آموزش و پرورش» در جمع فارغ التحصيلان رشتۀ «مامايی» از چه سخن می‌گويد؟

الف) ارتقای حين خدمت و طراحی سوالات معنوی.

ب) افزايش کرايه تاکسی‌های تهران.

ج) علل دستگيری موسويان توسط اطلاعات.

د) خاطرات روز استيضاح و آخرين اقدامات روسيه در قبال نيروگاه بوشهر.

 

2- ساعت 10 دقيقه به 10 شب. اصغر آقا سوپری، سر کوچه عربده می‌کشد که «بنزين سهميه‌بندی شد» شما 48 سالتان است، در خانه‌ای استيجاری نشسته‌ايد، همسر و 2 فرزندتان به نام‌های اکبر و آمنه هم در کنارتان هستند، چه می‌کنيد؟

الف) کمربند را برداشته به جان همسرمان می‌افتيم و با ذکر تمام بدبختی‌های عالم امکان، او را سياه و کبود می‌کنيم.

ب) دست زن و بچه را گرفته جلوی وزارت نفت تحصن می‌کنيم.

ج) با اصغر سوپری و فری کله پز، می‌ريزيم تو خيابون،... هر چی پمپ بنزينه...، بعد بر می‌گرديم خونه و با کمربند می‌افتيم به هوار زن و بچه.

د) هيچ کاری نمی‌کنيم، چون با کمی فکر متوجه می‌شويم، ما اصلاً ماشين نداريم. بعد يکدفعه می‌فهميم که ما موتور داريم، حالا گزينۀ الف و ج را اجرا می‌کنيم.

هـ) با اس‌ام‌اس به هر کی که بخواهيم فحش می‌دهيم، قبلش حافظ کيارستمی را هم می‌خوانيم و بعدش هم زنمان را مجبور می‌کنيم برود توی صف 20 ليتر بنزين بگيرد و بياورد و گرنه بعد از کمربند می‌فرستيمش خانۀ باباش اينا!

 

3- اگر حافظ امروز به دنيا می‌آمد، چه می‌کرد؟

الف) سر چهار راه کالج، فال حافظ می‌فروخت.

ب) شعر می‌گفت و به جاش از کارت سوخت ملت استفاده می‌کرد.

ج) توی ورزشگاه آزادی شعر آن‌لاين می‌سرود و به تماشاگران می‌فروخت.

د) اول از همه کيارستمی رو به سرويس می‌فرستاد.

 

4- قرار است برای شهرداری تهران، رأی‌گيری کنند، دور اول يک نفر رأی نمی‌دهد، آراء اينگونه می‌شود: 7 به 7. دور دوم سه نفر رأی نمی‌دهند، آرا اينگونه می‌شود: 8 به 4. تحليل اين اتفاق چگونه است؟

الف) ناهار خوب در تصميم گيری‌ها خيلی مؤثر است.

ب) هميشه برگ برنده دست آنهايی است که رأی نمی‌دهند.

ج) عملکرد افراد هيچ ربطی به انتخاب مجدد ندارد.

د) سؤال جهت‌دار است و بوی سهميه‌بندی می‌دهد.

 

5- دوم تير 84 است. همۀ احزاب چپ به يک نفر رأی می‌دهند، نظرسنجی‌ها هم به نفع يک نفر است. سوم تير اما يک نفر ديگر رأی می‌آورد و اشک باقی در می‌آيد، علت...

الف) وزارت کشور خاتمی تقلب کرد.

ب) مردم مانند دوم خرداد 76 حماسه آفريدند، اما آنها گفتند جوگير شدند.

ج) هميشه راهی برای ضايع شدن برخی احزاب هست.

د) رحيم مشايی به امامزادۀ محلشان دخيل بسته بود و کلی نذر و نياز کرده بود.

 

6- نام اصلی برادر حسن چيست و وظيفۀ اصلی او در کيهان چيست؟

الف) پدرام ملک بهار - عريان کردن نيمۀ پنهان افراد.

ب) ح. معصومی - تصوير کردن جد و آباء بهائيت در ايران.

ج) م. سجادی - توليد اخبار ويژه تا ته‌اش.

د) برادر حسن - فوق تخصص در کارهای خطرناک.

هـ) پاورقی - پرده‌برداری از چهره حقيقی خائنان، معاندان، کمونيست‌ها، بهائی‌ها و...

نوشته شده توسط یکی مثل خودت در دوشنبه یکم مرداد 1386 ساعت 9:54 | لینک ثابت |

جهت اشاعه ی فرهنگ پاچه خواری !!!


برگرفته از وبلاگ آقای مقامی

نوشته شده توسط یکی مثل خودت در شنبه بیست و سوم تیر 1386 ساعت 13:11 | لینک ثابت |

بستنی

تابستون بود و هوا گرم. دلم بد جوری هوای یه بستنی خنک رو داشت. با التماس به چشم های پدر خیره شدم و درخواستم رو مطرح کردم. اون با اکراه دسته ای از اسکناسهای نو و تا نکرده رو تو جیبش فرو برد و گفت:«پول خرد ندارم». دوباره نگاهم رو با التماسی توام با خشم بر چهره اش دوختم. مادر دسته ای از موهایم را در دست گرفت و کشان کشان به سوی انباری برد.سالها از اون دوران می گذرد و حالا فهمیده ام که چرا برادرم پانصدی ها و هزاری ها را حق خود می دانست و من هیچ سهمی از جیب بابا نداشتم، حتی در مورد پول خردها. گوشه ی قلبم با خنجر می نویسم:

«بچه های یتیم حق خوردن بستنی ندارند»... .

نوشته شده توسط یکی مثل خودت در پنجشنبه هفتم تیر 1386 ساعت 18:36 | لینک ثابت |

تقدیم به تو که خوبی...

زمین سوخته را رهگذار خود کردی

چه شدکه یادی از این خاکسار خود کردی

 

توآن چکیده ی رحمت نیامدی آنقدر

که پیرصومعه را روزه خوار خود کردی

 

به جرم اندک وعذر زیاد ولطف بیان

زبان گنگ مرا وامدار خود کردی

 

غزال خطه ی طوس ای ظریف پا بگریز

گوزن دشت مغان را شکار خود کردی

 

توامدی که بمانی وخوب هم ماندی

همین قدر که دلی بی قرارخود کردی

 

مرا که حدعطش از دوکاسه سرمی رقت

به نیم جرعه دوچندان خمار خود کردی

 

سرشک نقطه ی عطفی ست از غریزه به عشق

ببین چه گوهریای دل نثار خود کردی

 

چه خوش میان دوتا برگ دفترت شاعر

بهار خلق خدارا بهار خود کردی.

اینجا پاییز است

شایعه ی برف را باور نکنید

 

دوباره راه می افتد دوباره قایق شعر

و باز می شود از نو گل شقایق شعر

 

مرگ پاییز..."
زمستان است اینجا ونگاه دل به راه تو

اسیر برف ویخ ماندم نمی تابد نگاه تو

درآن سرمای چشمانت نگاهم روبه خاموشیست

ومن چون برگ پاییزی اگر مردم گناه تو

همان روزی که چشمانت مرا مثل تو شاعر کرد

زمین مرد وزمان گم شد در آهنگ نگاه تو

توسرمای زمستانی ومن یک حسرت ازپاییز

ومی دانم نمی دانی چرا ماندم به راه تو

سکوتم سردونمناک است وازبس ازتودلگیرم

که قلبم غرق نفرین است ازآن قلب سیاه تو

نگاه آخرپاییزکه جان می داد هزاران بار

من از آیینه پرسیدم:"کجا بوداشتباه تو؟!"

شب یلدای چشمانت که برچشمان من تابید

دگرچیزی ندیدم من ومردم درنگاه تو

دعا کردی که ازاین عشق شوم رسوای یک عالم

ببین`بی پرده می گویم... گرفت آخرسر آه تو

نوشته شده توسط یکی مثل خودت در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 18:8 | لینک ثابت |

ویــــــــــــروس
به  نام  خداوند  ويروس  گارد  
 
 كنون  رزم  Virus  و  رستم  شنو  /  دگرها  شنيدستي  اين  هم  شنو  
 
 كه  اسفنديارش  يكي  Disk  داد  /  بگفتا  به  رستم  كه  اي  نيكزاد  
 
 در  اين  Disk  باشد  يكي  File  ناب  /  كه  بگرفتم  از  Site  افراسياب  
 
 چنين  گفت  رستم  به  اسفنديار  /  كه  من  گشنمه  نون  سنگگ  بيار  
 
 جوابش  چنين  داد  خندان  طرف  /  كه  من  نون  سنگگ  ندارم  به  كف  
 
 برو  حال  مي‌كن  بدين  Disk،  هان!  /  كه  هم  نون  و  هم  آب  باشد  در  آن  
 
 تهمتن  روان  شد  سوي  خانه‌اش  /  شتابان  به  ديدار  رايانه‌اش  
 
 چو  آمد  به  نزد  Mini  Tower  اش  /  بزد  ضربه  بر  دكمه  Power  اش  
 
 دگر  صبر  و  آرام  و  طاقت  نداشت  /  مر  آن  Disk  را  در  Drive  اش  گذاشت  
 
 نكرد  هيچ  صبر  و  نداد  هيچ  نفت  /  يكي  List  از  Root  ديسكت  گرفت  
 
 در  آن  Disk  ديدش  يكي  File  بود  /  بزد  Enter  آنجا  و  اجرا  نمود  
 
 كز  آن  يك  Demo  شد  پس  از  آن  عيان  /  ابا  فيلم  و  موزيك  و  شرح  و  بيان  
 
 به  ناگه  چنان  سيستمش  كرد  Hang  /  كه  رستم  در  آن  ماند  مبهوت  و  منگ  
 
 چو  رستم  دگرباره  Reset  نمود  /  همي  كرد  Hang  و  همان  شد  كه  بود  
 
 تهمتن  كلافه  شد  و  داد  زد  /  ز  بخت  بد  خويش  فرياد  زد  
 
 چو  تهمينه  فرياد  رستم  شنود  /  بيامد  كه  ليسانس  رايانه  بود  
 
 بدو  گفت  رستم  همه  مشكلش  /  وز  آن  Disk  و  برنامه  خوشگلش  
 
 چو  رستم  بدو  داد  قيچي  و  ريش  /  يكي  ديسك  Bootable  آورد  پيش  
 
 يكي  Toolkit،  Hard  اندرش  /  چو  كودك  كه  گردد  پي  مادرش  
 
 به  ناگه  يكي  رمز  Virus  يافت  /  پي  حذف  امضاي  ايشان  شتافت  
 
 چو  Virus  را  نيك  بشناختش  /  مر  از  Boot  Sector  برانداختش  
 
 يكي  ضربه  زد  بر  سرش  Toolkit  /  كه  هر  Byte  آن  گشت  هشتاد  Bit  
 
 به  خاك  اندر  افكند  Virus  را  /  تهمتن  به  رايانه  زد  بوس  را  
 
 چنين  گفت  تهمينه  با  شوهرش  /  كه  اين  بار  بگذشت  از  پل  خرش  
 
 دگر  باره  اما  خريت  مكن  /  ز  رايانه  اصلا  تو  صحبت  مكن  
 
 قسم  خورد  رستم  به  پروردگار  /  نگيرد  دگر  Disk  از اسفنديار

نوشته شده توسط یکی مثل خودت در جمعه سی و یکم فروردین 1386 ساعت 18:17 | لینک ثابت |

سال نومبارک

سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست . مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده " عقل " تکرار را نمی پسندد: اما " احساس " تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند استو طبیعت را از تکرار ساخته اند : جامعه با تکرار نیرومند می شود احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت احساس و جامعه هر سه دست اندرکارند.

نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو "هست" که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست جشن جهان است و روز شادمانی زمین آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر " آغاز"

Happy New Year

جشن های دیگران غالبا" انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت ، روشن از چراغ ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران ، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از " بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و ... "

نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت هر سال اسن فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، مادر خویش را از یاد می برد، با یادآوری و وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز می یابد و مادر، در کنار فرزند و چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد، جوان می شود، حیات دوباره می گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود.

Happy New Year

تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند فرسوده و گاه بیهوده رو به توانایی می رود و در هر حال آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومی است که جنگ دیرینه ای را که از روزگار لائوتز و کنفسیوس تا زمان روسو و لتر درگیر است به آشتی می کشاند

بی شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است.

Happy New Year

ما در این لحظه در این نخستین لحظات آغاز آفرینش نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز بر می افروزیم و درعمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا می شده است با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگ هایمان می دود و روح آنان در دل هایمان می زند شرکت می کنیم و بدین گونه، بودن خویش، را به عنوان یک ملت در تند باد ریشه برانداز زمان ها و آشوب گسیختن ها و دگرگون شدن ها خلود می بخشیم و در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته  و خالی از خوی برده رام و طعمه زدوده از شخصیت این غرب غارتگر کرده است، در این میعاد گاهی که همه نسل های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند  با آنان پیمان وفا می بندیم امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم که هرگز نمیریم و دوام راستین خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ریشه، در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایه اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است بر صحیفه عالم ثبت کنیم

 

 

نوشته شده توسط یکی مثل خودت در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 ساعت 11:5 | لینک ثابت |

آنا يوردون قيزي



سارا بير آيدي بيزيم اللره آيسز گجه لر

 بير اوجا سسدي قولاق وئر اونا هايسز گجه لر

سارا بير باغدي طبيعتدن آليب قول بوداقی 

 بير شيرين ماهنيدي یانلیزاوخیار ائل دوداقی

سارا بير قيزدي سودان سورمه چكبپ گوزلرينه

جان دييب بيرده اوركدن آرازين سوزلرينه

سارا سئودا ايله دونياني آنان بير قيزدي 

 او قارانليق گئجه ني آيدين ائدن اولدوزدي

سارا سودا ايله دونياني آنان بير قيزدي

سارا غملر اوجاقيندا آليشان بير كوزدي

بير نجابتلي گلين دير ائله آسلان ساياغي

قويمادي قار ائده دنياسني چاقال اياقي

اوزوني آتدي سئله اوزگني حيران ائلدي

اويانان شمعيني پروانيه قربان ائله دي

قوشولوب سللره گتدي آنا يوردون ساراسي

قالدي شيرين اورگينده يئنه فرهاد ياراسي

باغلادي ساچلاريني قويمادي بيگانه گوره

آنا يوردون قيزي وئرمز ساچين هر كيمسه هوره

گلين اولدي آرازا اوردا تويون توتدي سارا

سوئله دي اوردا اورك سوزلريني نازلي يارا

آراز آغلار گوز ايله آلدي ساراي اللريني

دارادي ائل قيزينين بيرده قارا تللريني

گتدي گوزلردن اوزاق دوشدي ائلين بيردنه سي

گورمدي خان چوبانين آيريليقين سون نفسي

سارا گوز لر دن اوزاق دوشسده ايتمز اثري 

 بير ياراق تك سوزونون واردي هله چوخ كسري

نوشته شده توسط یکی مثل خودت در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 14:33 | لینک ثابت |

d:


نوشته شده توسط یکی مثل خودت در چهارشنبه دوم اسفند 1385 ساعت 15:12 | لینک ثابت |

JavaScript Codes